.سک س با.شراره | مجله تفریحی

براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


به سايت خوش آمديد !



                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » .سک س با.شراره

.سک س با.شراره

.سک س با.شراره
 
سکس گروهی با خواهرم شراره – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/سکس-گروهی-با-خواهرم-شراره
Translate this page
سکس گروهی با خواهرم شراره. 1389/4/7. سلام.من امیر هستم و 22 سالمه. راستش من توی تمام این مدتی که از زندگیم می گذشت هیچ وقت با هیچ زن و دختری سکس نداشتم و همیشه حسرت یه سکس خوب رو تو دلم داشتم ولی موقعیتش پیش نمی اومد. اطرافم هم دختر زیاد بود و اولین و نزدیک ترین دختر بهم،خواهر بزرگم شیدا بود.خب من دو تا خواهر دارم ولی …
سه ضرب در دو
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272564.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – شراره اومد طرف من -شراره من تحمل این رسوایی رو ندارم . این چه وضعشه .. مادرم زیر کیر پدرت ؟/؟ -عوضش پدر تو هم داره مادر منو میگاد .. ولی خیلی هیجان انگیزه .-کوس شر نگو شراره . -ببین ماکان به این میگن سکس ضربدری الان خیلی جا ها جا افتاده .. هیجان رو زیاد می کنه . به زندگی و سکس جهت میده . بیخوابی رو از سر آدم خارج می …
سکس خانوادگی ما | داستان های سکس ایرانی!
https://koskirstory.wordpress.com/2008/01/18/سکس-خانوادگی-ما/
Translate this page
Jan 18, 2008 – سلام ، چند وقتيه با خودم كلنجار ميرم كه بنويسم يا ننويسم . راستش حيفم اومد كه اين داستانو واستون تعريف نكنم . اونم يه داستان سكس خانوادگي . داستان كه ميگم منظورم اين نيست كه واقعيت نداره چون واقعيت يا عدم واقعيت اين موضوع گردن نويسنده است .اسمم شهرامه 17 سالمه يه خواهر دارم 3 سال از من بزرگتره كه اسمش شراره …
داستان سکسی — سکس با دختر عموی همسرم
https://dastansexy.tumblr.com/post/…/سکس-با-دختر-عموی-همسرم
Translate this page
سکس با دختر عموی همسرم سلام من هومن هستم و میخوام یکی از سکسهای بیادماندنی خودمو واستون بنویسم و امیدوارم که لذت ببرید. من حدود چهار سال پیش ازدواج کردم اسم همسرمم شراره هست وقتی که من رفتم خواستگاری…
شراره | صد داستان سکسی
shahvatnak.com/سکس-خانوادگی/شراره/
Translate this page
Jul 27, 2014 – قبل از ازدواج با آرش، من اغلب ترجیح می دادم با دوست پسرام توی خونۀ خودشون سکس داشته باشم که روی بچه ها، خصوصاً بابک، تأثیر بدی نذاره. ولی به هردوشون گفته بودم که من هم مثل اونها حق دارم روابط عاطفی داشته باشم و اونها حق دخالت توی زندگی منو ندارند. البته شیرین دختر فهمیده ای بود، ولی من مخصوصاً به اون جلوی …
داستان سکسی: سکس گروهی شراره
sexy2dn.blogspot.com/2011/11/blog-post_18.html
Translate this page
سلام اسم من شراره است و الان ۲۸ ساله هستم ، ۴ سال قبل ازدواج کردم که بعد از دو سال زندگی مشترک ، کارم با همسرم به طلاق کشيده شد ، خب برای من که يک دختر حشری بودم خيلی سخت بود که بودن شوهر بمونم ، برای همين توی اين مدت بعد از طلاق ، فقط با پسر داييم که ۳ سال از من کوچيک تره سکس داشتم ، ولی خاطره ای که ميخوام براتون بگم …
وسوسه های شيطانی – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_7411_1.html
Translate this page
Sep 24, 2012 – تقريبا 3 سال بود با خاله شراره ازدواج كرده و من براي اولين بار تصميم گرفته بودم براي مدت زيادي پيششون بمونم ، آقا سامان كلا آدمي شوخ طبع و مهرباني بود كه همه ….. و بعد دي وي دي رو روشن كرد ، يكم ازفيلم گذشته بود ، اينو من تو ماهواره ديده بودم و ميدونستم پر از صحنه هاي عشقي و سكس هستش ولي به روي خودم نياوردم …
داستان واقعی شراره، دختری که پسران نوجوان را شکار می کرد ! / عکس های …
www.9ktenews.com/…/89163-داستان-واقعی-شراره،-دختری-که-پس…
Translate this page
Aug 13, 2016 – به گزارش نکته نیوز شراره چندین پسر نوجوان دیگر را نیز فریب داده بود ! هفته گذشته زنی با مراجعه به پلیس فتای استان فارس با طرح شکایتی گفت: از مدت‌ها پیش رفتار پسر ۱۵ ساله ام تغییر کرد. او همیشه در اتاقش بود و تا نیمه‌های شب با تلفن همراهش بازی می‌کرد. به رفتارش مشکوک و با بررسی تلفن همراهش متوجه …
شراره خواهر زن عموم – آی سکس 98 – iSex98
www.isex98.com/sexy-stories/شراره-خواهر-زن-عموم/
Translate this page
تازه بیست سالم شده بود که جنگ تموم شد و من که از منطقه برگشته بودم شروع کردم به درس خوندن. بعد از 6 ماه دیپلم گرفتم و چون درسم خیلی بد نبود با استفاده از سهمیه، دانشگاه قبول شدم. از کودکی به یکی ازدختر های فامیل علاقه داشتم. اون خواهر یکی از زن عمو هام بود. به اسم شراره. قبلا با هم همبازی بودیم اما نمی دونم یه هو چطور شد اواسط ترم …
اردیبهشت ۱۳۹۰ – جایی برای زندگی
jayibarayezendegi.blogfa.com/9002.aspx
Translate this page
منم محکم و قاطع بدون لحظه ای درنگ گفتم نه ، من یه مرد کاملم.هر چی میخواستم برم دستمو میگرفت و نمیذاشت کم کم داشتم میترسیدم. یهو هر دو دستمو توی دستاش گرفت و به چشام زل زد ، دست های بزرگ و مردونش خیلی گرم بود بطوریکه دستهای یخ زده منو هم گرم کرد. حالت عجیبی بهم دست داد منم داشتم به چشماش نگاه میکردم.بهم پیشنهاد س ک س …

 

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS