داستان با مادرجديد | مجله تفریحی

براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


به سايت خوش آمديد !



                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان با مادرجديد

داستان با مادرجديد

داستان با مادرجديد
 
مهین، خاطرات یک ترنس سکشوال – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/مهین–خاطرات-یک-ترنس-سکشوال
Translate this page
May 9, 2017 – تا وقتی بچه تر بودم می شد با دخترهای همسایه دوست باشم و باهاشون بازی کنم اما وقتی بزرگتر شدم دیگه صورت خوشی نداشت و هم والدین من و هم پدر و مادر دخترها ….. البته من به طور کامل این داستان رو نخوندم و این کار رو بعدا انجام میدم و نظر کلی رو بعدا میدم فقط همین مقدار بگم که خیلی خیلی به ندرت در شهوانی چنین سبک …
پسرای لاشی | صد داستان سکسی
shahvatnak.com/تجاوز/پسرای-لاشی/
Translate this page
Apr 26, 2014 – سلام به دختر پسرای عزیزی که افتخار دادن و میخوان داستان منو ببینن بوس به لپ تک تکتون من ازین داستان خاطره بدی دارم ولی واسه شما جوری تعریف کردم که انگار خیلی هم خوش گذشته!حسابی هم خلاصش کردم (امیدوارم بخاطرش لذت ببرید! کلیه اسامی هم تو این داستان مستعاره)خب… آخرین روز امتحان نوبت دوم سال دوم …
سکس مامانم با دوست پسر جدیدش | صد داستان سکسی
shahvatnak.com/سکس-مامان/سکس-مامانم-با-دوست-پسر-جدیدش/
Translate this page
Apr 16, 2017 – سلام .من آرشم 20 سالمه ادم بیخیالی هستم که کلا زندگی به تخمم هست کلا حال نمیکنم بخام زندگی رو سخت بگیرم .این ماجرا مال تابستون پارساله مامانم یه زن محجبه و خیلی چاقه که از بچگی من باهاش خیلی راحت بودم تا حدی که چند بار درحال حق زدن مچم رو گرفت ولی دعوام نکرد فقط رفت و چیزی نگفت . حدوده 4 ماهه که با یک …
دیدن سکس مامان و بابای‌ دوستم | صد داستان سکسی
shahvatnak.com/لزبین/دیدن-سکس-مامان-و-بابای‌-دوستم/
Translate this page
Aug 17, 2015 – سلام. من یه دوست دارم اسمش هستی ه ولی یک سال از من کوچکتره (17 سالشه) دختر خیلی سکسی بود ( راستش شبا می‌رفتم خونشون یا اون میومد پیشم و با هم لز می‌کردیم) ولی از این ها بگذریم . خلاصه یه شب من رفتم خونه هستی ونصف شب بیدار شدم که برم دستشویی که یه صدای شنیدم مامان هستی بود. می گفت آرش جان (اسم پدر …
سکس مامان جندم | داستان سکسی
https://dastan021.tumblr.com/post/159955982062/سکس-مامان-جندم
Translate this page
Apr 24, 2017 – سکس مامان جندم. سلام من الان بیست و نه سالمه داستان برمیگرده به تقریبا چهارده سالگیم.من یه پسر سفید با کون بزرگ که از بچگی همه توو کفم بودن البته چن نفر هم موفق شدن بکنن منو اما همیشه لاپایی.من با سه تا خواهر از خودم بزرگتر و مادرم توو شهرستان زندگی میکنیم پدرم از مادرم جدا شده ما اون وقتا فکر میکردیم اشکال …
داستان سکسی: سکس من با عمه جونم
sexy2dn.blogspot.com/2014/08/blog-post.html
Translate this page
من 22 سالمه و دانشجو هستم و یک عمه خیلی خوشگل و ناز به نام لاله دارم اون واقعا خوشگل و سکسی هست.هر موقع که میومدن خونمون من اون رو نگاه میکردم و با خودم ور میرفتم عمه من 28 سالشه و تا الان بچه دار نشده به خاطره شوهر چون اون مشکل نازایی داره خلاصه داستان از اونجا شروع شد که من یک روز از دانشگاه امدم و مادرم به من گفت زود برو یک دوش بگیر …
اصل با اصل | شهوتناک نوستالژی
www.shahvatnaak.com/داستان-سکسی/اصل-با-اصل/
Translate this page
Jan 9, 2012 – یعنی اون ممکنه بتونه خودشو قانع کنه که با اونی که زاییده سکس داشته باشه ؟/؟من که با هیجانات روز های اخیر و کار هایی که از مامان و حشری بودنش دیده بودم و خوندن داستانهای وبلاگ امیر سکسی ذهنمو واسه این کار آماده کرده بودم . می دونستم اگه مامان بخواد و یه چراغ سبز نشون بده می تونم این احساسو خیلی راحت بهش منتقل کنم .
داستان سکسی: سکس با مادر
sexypersian.blogspot.com/2010/10/blog-post_7959.html
Translate this page
Oct 10, 2010 – ساعت دو بود از مدرسه اومدم خونه دیدم مامانم نیست دیدم صدای شیر آب حموم میاد رفتم در زدم دیدم کسی درو باز نمیکنه و جواب نمیده نگران شدم درو باز کردم رفتم تو دیدم مامانم کف حموم قش کرده از ترس زحره ترک شدم آبو بستم مامانو بلند کردم که ببرم بیرون و لباساشو تنش کنم تا سرما نخوره آب ریختم رو صورتش زدم تو گوشش …
داستان سکسی تصویری “ یه شب با هیتومی ” به زبان فارسی‌ – Sexiseks
sexiseks.com/داستان…/داستان-سکسی-تصویری-یه-شب-با-هیتومی/
Translate this page
Sep 20, 2015 – Main menu. Skip to content. خانه · آموزش دانلود · انجمن سکسی · داستان‌های سکسی · دانلود بازار · سکسی سکس و شما · عکس سکسی · فیلتر شکن · فیلم سکسی · چت روم …
سكس با پسر عموي خوشتيپم | داستان های خواندنی
dastankhandani.blogspot.com/2018/01/blog-post_84.html
Translate this page
Jan 8, 2018 – من آنا هستم و ٢٠ سالمه…يه پسر عمو دارم ب اسم سپهر ك حدودا ٢٥-٦ سالشه و خيلي خوشتيپ و خوش هيكله…مامان سپهر ٨ سال پيش از عموم جدا شد و رفت شهرستان و سپهرم با خودش برد…اون موقه ها سپهر خيلي با من ور ميرفت و خيلي وقتا ميومد سينه هامو ميماليد و ميگفت چقد بزرگ شده…چون من تازه سينه در اورده بودم و سپهرم يه پسر ١٦ …

 

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS